پيوندهای روزانه

اصول آموزش ضمن خدمت:

فعال بودن یادگیرنده: معمولاً به عوامل متعددی نظیر ارتباط محتوی با مسایل شغلی و شخصی ، جالب بودن موضوع ، ارتباط با تجربیات قبلی ، انگیزه و... بستگی دارد. از اصل کلی فعال بودن یادگیرنده ، مجموعه ای از پیام ها قابل استخراج است:تاکید برمشارکت فعال یادگیرندگان بجای پذیرش منفعلانه مطالب ؛ تشویق فراگیران به شکل دهی عقاید و نظریاتشان و آزمون آنان از طریق فعالیت های مختلف جسمی وذهنی ؛ فراهم کردن فرصت های مختلف برای یادگیرندگان به منظور بیان آزادانه و خلاق عقاید ، مهارت ها ونگرش های خویش؛ تاکید براندیشیدن ، استدلال کردن وتصمیم گیری.


احترام به یادگیرنده: این امر مستلزم تلاش برای درک وفهم شرایط بزرگسالان ، نیازهایشان و سعی در ازبین بردن موانع موجود بین مدرس و فراگیران بزرگسال است (موسانه،mossane ، 2000) . نکته مهم ، اعتقاد و باور به توانایی یادگیرندگان بزرگسال است.

اصل تناسب: توفیق آموزش های ضمن خدمت در گرو تناسب محتوای آموزشی با نیاز های واقعی یادگیرندگان بزرگسال است.بطوراساسی کارکنان مطالبی را بهترمی آموزندکه با موقعیت های آنان مرتبط باشد.

اصل تداوم: روش ها وفنون اجرای کار باتوجه به پیشرفت های علمی وفناوری دائم در حال تغییراست.

اصل مساله محوری: توجیه منطقی برگزاری هردوره آموزشی ، وجود مساله ، شکل یا ضرورت ویژه ای در سطح سازمان است و از این رو، این نوع آموزش ها باید بیشتر به صورت عملگرا و مبتنی برمشکلات اساسی محیط کار افراد سازماندهی واجرا شوند.

اصل استقلال یادگیرنده: منظور، تلقی فراگیران به منزله یادگیرندگان مستقلی است که خود مسئولیت یادگیری خویشتن را برعهده دارند.یادگیرندگان بایدخود هدایت جریان آموزشی را بر عهده گیرند و طراحان ومدرسان فقط نقش تسهیل کننده را برعهده داشته باشند.

اصل یادگیری متقابل: تجربیات افراد شرکت کننده در دوره ها یکی از غنی ترین منابع یادگیری است و مدرسان باید افرادی با روحیه باز و جستجو گر باشند و امکان تبادل عقاید و نوآوری ها رافراهم سازند.         ( فتحی واجارگاه، 1385: 40-36).

کارکرد های آموزش کارکنان:

ارتقا: آموزش کارکنان باعث ارتقا در بعد فردی وسازمانی می شود.

تطبیق با شرایط سازمان: کارکنان در فرایند آموزش متوجه می شوند که سازمان از آنان چه انتظارهایی دارد وچگونه می توانند به توسعه سازمانی کمک نمایند.

تکمیل آموخته های قبلی: کارکنان اکثراً از آموزش های دانشگاهی برخوردارند و به دلیل فاصله موجود بین آموخته های قبلی و  انجام وظایف شغلی کارمندان نیاز است که آموزش های سازمانی بصورت مداوم اجراشود.گاه آموزش های کارکنان برای آگاهی آن ها نسبت به فناوری جدید وکاربردهای آن است.

ایجاد هماهنگی با شرایط جدید: گاه سازمان ها با شرایط جدیدی مواجه می شوند که لازمه موفقیت در آن ایجادتغییر وتحول است.آموزش یکی از راههای مقابله با تغییرات است.

افزایش کارآیی: آموزش وسیله ای برای افزایش کارآیی و سبب ارتقای کیفیت کارکنان و سازمان می شود.کارکنان ماهر وآموزش دیده، سازمانی با کیفیت می سازند.

افزایش قابلیت های عمومی: آموزش کارکنان قابلیت های عمومی سازمان را افزایش می دهد.افزایش این متغیر در بهبود ارائه خدمات به ارباب رجوع، مشتریان و در نهایت به جامعه موثراست.

تغییر فرهنگ سازمانی: افزایش دانش و مهارت ها و همچنین بهبود نگرش های کارکنان عامل تغییر رفتار آنان محسوب می شود.این پدیده تغییر فرهنگ سازمانی را شکل می دهد.البته باید گفت که در اغلب موارد تا مدیران مایل به تغییر وتحول نباشند،عملاً تغییری صورت نخواهدگرفت.

توسعه وبهسازی کارکنان:اگرآموزش بطور اثربخش ارائه شود کارکنان را قادر می سازد تا به توسعه و بهبود حرفه ای خویش بپردازند.

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱/٢۱ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ] [ حمیدرضا نوچه ناسار ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

کارشناس ارشدعلوم تربیتی
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب